امروز داشتم به خیمه گاه فکر میکردم. به خیمه گاه حسین (ع) که چطوری طمعه اتشِ حقارت ناجوانمردان شده بود و حادثه عاشورا و ..........
داشتم فکر میکردم چه مردم پست و بی لیاقتی اون زمون زندگی میکردن... اگه مرد بودن چطور به خودشون اجازه میدادن خیمه امام حسین (ع) از مردان خالی بشه؟ چطور تونستن نظاره گر باشن که جوانان رشید اهل بیتِ پیامبرشون، برای دفاع از زنان و کودکان قدم به میدان نبرد بذارن.....
با خودم میگفتم، چقدر نامرد بودن، چقدر سنگ دل بودن، چقدر پست و حقیر بودن، چقدر خواب غفلت مست شون کرده بود که صدای هل من ناصر ینصرونی رو شنیدن ولی همچنان در خواب سنگین غفلت ارمیده بودن. خیمه حسین(ع) تو دشت کربلا غریب بود و امروز..........
و امروز خیمه پسرش مهدی (عج)، ...................
نمیدونم کدوم صحرا، نمیدونم کجا، ....................
ولی هر جایی که هست بوی غیبت، بوی غربت، بوی بی یاوری، همه فضای دلم رو پر میکنه.
غریبی! عجب واژه آشنای دوریه.... اون روز حسین میان کوفیان غریب بود. دیروز فاطمه که تا به امروز مزارش غریبه... بقیع مون غریبه... مهدی(عج) تو غفلت منتظرانش، غریبه......... همش غربت، همش غیبت...
هر سال محرم و صفری باشکوه تر از همیشه. پر شیون تر از گذشته. تاسوعایی داغتر و عاشورایی سوزناکتر.... ولی...
ولی چرا بین این همه گریه کن حسین، بین این همه عزادار منتظر، بین این همه عاشق امامت و ولایت، پسر حسین(ع)، امام حاضر، مهدی موعود، منتقم زهرا، ..... چرا باید تو غیبت باشه؟ یعنی بین این همه ادم 313 تا منتظر واقعی پیدا نمیشه؟؟؟؟ یعنی واقعا اقامون اینقدر بین شیعیانش غریبه؟؟؟؟
وااااااااااااای.............
اینجا بود که دیگه فکر کردن بی معنی بود. اشک بود که لحظه های شرمندگی و شرمساری رو برام رقم میزد...............
ناخوداگاه رفتم سراغ یه کتاب، داغ دلم تازه تر شد. الان هم تصمیم گرفتم اون تکه اش رو برای شما بنویسم. امیدوارم شما پاسخی که از خودتون میگیرین، بیشتر از شرمندگی ای باشه که من بدست اوردم....
باز بر بام همه حقيقت و مظلوميت ها ، بر بام همه سرخي ها و ايثارها اين حسين (ع) است كه همچون نگيني بر برگ برگ تقويم همة اعصار مي درخشد و بر دلهاي همه كساني كه از شعور و احساس برخوردارند سايه مي افكند و اين هستي با همه ذراتش است كه بر شفافيت مظلوميتي عظيم مي گريد . آري اين حسين (ع) است ، كه به قدِّ قامتِ زمان ، از شروع ، تا انتها كه به قيامت متصل مي شود و هم اوست كه آتش عشق به خدا و رستگاري را در دلها شعله ور ميكند .حسين (ع) كسي است كه در محدوده زماني نمي گنجد ، او بزرگ مرد مكتب عشق و معرفت و نهايت ايثار و از جان گذشتگي در برابر معبود است .او آكنده از استواري براي هدفي است كه به خاطر رسيدن به آن تا پاي جان سپردن بهترين عزيزانش صبر مي كند و مظلوميت او تا آخرين زمان گردش ماه و زمين تمام هستي را به لرزه در مي آورد و افتخاري غرور انگيز به مكتب خونينش مي بخشد . او كه بلنداي نامش در گسترة زمين نمي گنجد ، چرا كه او « تمام افتخار بشريت است» وجود ايثارگر او و ياران با وفايش است ، كه بر هر عاشق وارسته اي درس استقامت و از جان گذشتگي مي دهد .
مگر نه اين است كه تمام شهدا به او اقتدا كردند و همه لحظه شهادت آرزوي ديدار او را داشتند . اين ، اوست كه به قدوم ما قدرت ماندن در خط راستي و حقيقت مي دهد چرا كه عاقبت اين ماندن شيريني رضاي اين ماندن شيريني رضاي او و خداي او را در بر دارد . حسين ديري است كه براي شفاعت و عرض حاجت نامي پرآوازه بردلهاي عاشقان كوي دوست دارد چرا كه او اول معلم طريق شهادت است . اينجاست كه در هر قيام و در هر دفاعي بعد از عاشورا نام او آرامش بخش دلهاي تب دار مي شود و در دفاع مقدس خودمان كه ديري از آن نمي گذرد و خوب گوش كني هنوز هم ادامه دارد هر جا قدرت و اعتماد به نفس مي طلبيدي با نام حسين (ع) قوت مي گرفت . رمز پيروزي ما عزتي است كه او و فرزند برومندش امام خميني (ره) به ما بخشيد انقلاب ما و دفاع ما به اقتداي بر مولا علي (ع) و به آشنايي با مكتب خونين حسين (ع) قوت و به پيروزي انجاميد و ما امروز مفتخر و معزز به بزرگي نام او و رهروان خونين بالش هستيم كه براي هميشه تاريخ ما و ايرانمان را مديون خون خود كردند



